××× جشن دلتنگی ××× شبِ آغاز هجرت تو شبِ در خود شكستنم بود شبِ بيرحم رفتن تو شبِ از پا نشستنم بود شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل كندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگي ما گل گريه سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمين هم ستاره بد بود از هجرت تو شكنجه ديدم كوچ تو اوج رياضتم بود چه مؤمنانه از خود گذشتم كوچ من از من نهايتم بود
به دادم برس، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من
سهم من جز شكستن من تو هجوم شب زمين نيست با پر و بال خاكي من شوق پرواز آخرين نيست بي تو بايد دوباره برگشت به شب بيپناهي سنگر وحشت من از من مرهم زخم پير من كو واسه پيدا شدن تو آينه جاده سبز گم شدن كو بي تو بايد دوباره گم شد تو غبــــار تباهي
با من نياز خاك زمين بود تو پل به فتح ستاره بستي اگر شكستم از تو شكستم اگر شكستي از خود شكستي
به دادم برس، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من
شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل كندن من از ما بود
شبِ بي تو شبِ بي من شبِ دلمردههاي تنها بود شبِ رفتن شبِ مردن شبِ دل كندن من از ما بود
××××××××××××× بیوگرافی داریوش
بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد. داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد.اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود.
داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد. کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس)و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجراء درآورده است. داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست. حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است،در فستیوال موسیقی،فیلم ورسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد.